معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

32

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

جمله ترسند از تو من ترسم ز خود * كز تو نيكى ديده‌ام وز خويش بد اى گنه‌آموز عذرآموز من * سوختم صد ره چو خواهى سوز من من ز غفلت صد گنه را كرده ساز * تو عوض صد گونه رحمت داده باز چون ندانستم خطا كردم به بخش * بر دل « 1 » و بر جان پروردم به بخش عفو كن دون‌همتىهاى مرا * محو كن بىحرمتىهاى مرا مبتلاى خويش و حيران توام * گر بدم گر نيك هم زان توام لا جرم اكرم الاكرمين و ارحم الرّاحمين جلّ جلاله و عمّ نواله چنان كه يوسف از همه جفاهاى برادران درگذشت او نيز بكمال كرم از كل معاصى ما « 2 » درگذرد كه « قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ » و همچنين اى محمد اگر آزارندگان مادر و پدر شكسته دل و مضطرب بجانب تو آيند و از كردارهاى خويش پشيمان گردند تو هم قصهء يوسف بر ايشان خوان تا چنان كه پدر يوسف را از فرزندان « 3 » راضى گردانيدم كذلك چون امت « 4 » برضاى ما كوشند مادر و پدر « 5 » و غير ايشان را نيز همه از ايشان راضى گردانيم . ايا ليت تحدو و الحياة مريرة * و يا ليت ترضى و الانام غضاب « 6 » چون تو شيرينى چه غم گر تلخ گردد روزگار « 7 » * چون تو خوشنودى چه بيم « 8 » ار خلق باشد خشمگين و اگر اندوهگينان « 9 » شكسته دل به جانب تو آيند و از اندوه انبوه خود شكوه

--> ( 1 ) - د - ح : اين مصرع در نسخه چاپى نيست . ( 2 ) - د - ح : معاصى بندگان . ( 3 ) - د - ح : فرزندان او را . ( 4 ) - د - خ : امت تو . ( 5 ) - د - ح : مادر و پدر غير ايشان را . ( 6 ) - د - ح : تحيو و الحيواة مزيدة . و يا ليت ترضى و الانام غضاب . ( 7 ) - د - خ : كام جان . ( 8 ) - د : چه غم . ( 9 ) - د : اندوهگينان .